25
کد: 19924
چهارشنبه, 17 دی 99

داستان صوتی عشق به خدا

داستان  عشق به خدا




آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسیدتو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟آهنگر سر به زیر اورد و گفتوقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار

مجری طرح : فخرالدین کریم زاده, نوید کلانی

گویندگان : مجتبی داوود پور , مریم شیرمحمدی

جمع آوری شده توسط سایت روانشناسی خانواده بخش داستان های کوتاه روانشناسی


A blacksmith loved God deeply despite his many sufferings and illnesses. Rosary, a friend of his who did not believe in God, asked himHow can you love a god who suffers from suffering and disease?The blacksmith bowed his head and saidWhen I want to make an iron tool, I put a piece of iron in the oven. Then I put it on the anvil and beat it to the desired shape. I leave.This has led me to always pray to God that God will put me in the furnace of suffering, but not leave me.Moderator: Fakhreddin Karimzadeh, Navid KalaniSpeakers: Mojtaba Davoodpour, Maryam Shirmohammadi

داستانک , داستان روانشناسی,داستان کوتاه, داستان موفقیت, داستان روانشناسی خانواده , داستان کوتاه ,پندک تلنگر, خانواده و داستان, داستان آموزنده, داستان قشنگ کوتاه, داستان رواشناختی ,نمونه داستان کوتاه ,داستان شب کوتاه ,داستانروانشناسی موفقیت ,داستان کوتاه مفهومی , داستان ساده , 

 
نظر کاربران
انتشار یافته: 0 نظر
در انتظار بررسی:0
ارسال نظر
*پر کردن قسمت هایی که ستاره دارد ضروری است.
* نام:
* ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: