داستان صوتی نصیحت پدر | داستانهای کوتاه و آموزنده

داستان صوتی نصیحت پدر | داستانهای کوتاه و آموزنده

داستان صوتی نصیحت پدر

داستان صوتی نصیحت پدر

داستان صوتی نصیحت پدر را در اینستاگرام گوش کنید

View this post on Instagram

#مجموعه_دوم #داستان_صوتی #داستانهای_کوتاه_آموزنده #نصیحت_پدرانه براساس کتاب بادبادک باز خالدحسینی @khosseini #kite_runner 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ مجری طرح :فخرالدین کریم زاده _نوید کلانی @fakhredin.karimzadeh.brn 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ گویندگان:مجتبی داوودپور ،مریم شیرمحمدی @mojtaba_d.a.v @miss_shirmohammadii #لایک و #کامنت یادتون نره🙂 @family_psychology.psy #familypsy.ir #داستان_صوتی #پادکست #پادکست_صوتی #داستان_کوتاه#داستانک#موفقیت #کتاب_گویا#کتاب_صوتی #قصه_شب #روانشناسی_خانواده #روانشناسی #داستان_روانشناسی#بادبادک_باز#خالد_حسینی #باور #باور_مثبت #امید #کتاب_الکترونیک #قصه_صوتی #قصه_تايم

A post shared by 👪روانشناسی خانواده👪 (@family_psychology.psy) on

مجری طرح : فخرالدین کریم زاده, نوید کلانی

گویندگان : مجتبی داوود پور , مریم شیرمحمدی

جمع آوری شده توسط سایت روانشناسی خانواده بخش داستان های کوتاه روانشناسی

«در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست!»»
ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ : ”
ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ ”
ﭘﺴﺮ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ …..
ﭘﺪﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :
«« ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ»»
««خیانتﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ»»
««ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ»»
««ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ»»
««بی ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ»»
««ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ»

خالدحسینی
رمان بادبادک باز

کتاب بادبادک باز روایتی است از زندگی امیر، یک پسر افغانی که به عنوان اول شخص داستان را بازگو می کند.

داستان قبل از اغتشاشات افغانستان شروع می شود و در داستان با اغتشاشات نیز مواجه می شویم.

در این رمان سیاست شدیدا کمرنگ بیان شده و بیشتر روی ارتباطات و احساسات مردم بحث شده است.

درباره کتاب بادبادک باز
این رمان وجه های گوناگون زندگی را نشان می دهد، از فرهنگ یک ملت می گوید، از تناقض های افکاری بین افراد می گوید، از رسومات می گوید و…

ولی مغز اصلی و نخ ارتباطی داستان، ماجرای بین دو دوست یعنی امیر و حسن است.

امیر و حسن هر دو با هم بزرگ شده اند و از یک پستان شیر خورده اند.

امیر پسر یک ارباب است ولی حسن پسر خدمتکاری است که در خانه پدر امیر کار می کرد.

حسن نمونه یک انسان پاک و بی غش بود که با تمام وجود خود را فدای امیر کرد. در جای جای زندگی حسن درد خفته به طوری که با خواندن داستان محال است بغض تمام وجودتان را نگیرد. یک انسان پاک که هر جا خود را فدا می کرد تا به امیر کمک کند، یک انسان وفا دار.

قسمت هایی از کتاب
آیا اصلا داستان کسی به پایان خوش می انجامد؟ هر چه باشد، زندگی فیلم هندی نیست که همه چیز به خیرو خوشی تمام شود. افغانها دوست دارند که بگویند زندگی میگذره بی اعتنا به آغاز و پایان، زندگی مثل کاروان پر گرد و خاک کوچ کنندگان آهسته آهسته پیش می رود.

بابا گفت: “فقط یک گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدی ست. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.” اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی. حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی. وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی. وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟

ناراحت شدن از یک حقیقت بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است.

گفت: خیلی میترسم. گفتم: چرا؟ گفت: چون از ته دل خوشحالم دکتر رسول. اینجور خوشحالی ترسناک است. پرسیدم آخر چرا و او جواب داد: وقتی آدم اینجور خوشحال باشد،سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد.

داستان های کوتاه :

داستان صوتی مادر

داستان صوتی بهلول و خواجه 

داستان صوتی خلیل رفعتی

داستان صوتی امید

داستان صوتی شیوانا و مرد میانسال

داستان صوتی وسعت تفکر

داستان صوتی دزد ایمان

داستان صوتی مرشد چلویی

داستان صوتی حمایت پدری

داستان صوتی تیله و شیرینی

داستان صوتی عابد 

داستان صوتی گذشته را فراموش کن 

داستان صوتی اره

داستان صوتی شمشیر زن 

داستان صوتی سهم ما از دنیا

داستان صوتی مدت زندگی

داستان صوتی خیرخواهی برادر

داستان صوتی حکمت خدا

داستان صوتی کشاورز و الاغ پیر

داستان صوتی مرد فقیر و انصاف مغازه دار

داستان دعای چوپان

داستان صوتی پوستین شبانی

داستان صوتی کریم خان و درویش




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.