رازهایی در مورد زنان , روانشناسی ازدواج , ازدواج , روانشناسی , خانواده , براي زن ها عشق بر هر چيز مقدم است

رازهایی در مورد زنان | خواسته زنان | باربارا دی آنجلیس

رازهایی در مورد زنان

 

سه ويژگي مهم زنانه : رازهایی در مورد زنان

1 براي زن ها عشق بر هر چيز مقدم است .
2 زن ها توان آفرينش دارند .
3 ارتباط زن ها با زمان ارتباطي مقدس است .

رازهایی در مورد زنان

ما زن ها دوست داريم مردها ما را درك كنند. و به خوبي بفهمند كه چرا اين طور هستيم و چنين خواسته هايي داريم .
هنگامي كه ما را درك نمي كنيد. آن گاه سر خورده و مأيوس مي شويم. اما حقيقتي كه وجود داردـ و اعتراف نيز همين است ـ كه گاهي اوقات ما خودمان نيز به خوبي خود را درك نمي كنيم .
براي نمونه، چرا چنين است كه در يك لحظه زني بسيار قوي و تواناست و در لحظه ي بعد بسيار ضعيف و شكننده به نظر مي رسد؟

بخوانید : خواسته های جهانی زنان
رازهایی در مورد زنان
چه چيزي موجب مي شود كه وقتي حال ما خوب است، الهه ي قوي و نيرومند باشيم، و هنگامي كه خوشحال نيستيم، همچون دختربچه ي كوچك و ترسيده، عاجز باشيم؟
چرا مي توانيم مشوقي خوب، حمايتگري قوي، پشتيباني با وفا و مشاوري دورانديش براي ديگران باشيم، اما نمي توانيم همين كارها را هميشه در حق خودمان انجام دهيم؟
چرا و چگونه است كه از عهده ي مسئوليت هاي بسياري بخوبي برمي آييم، اما لحظه اي بعد آن مسئوليت ها برروي دوش ما سنگيني ميكنند و از شدت عجز و ناتواني خود را پنهانمي كنيم؟
قابليت و توانايي عشق ورزيدن درما از كجا مي آيد؟
چرا به راحتي مي توانيم از خود و نيازهايمان به نفع ديگران چشم پوشي كنيم؟
چرا اينگونه به نظر مي رسد كه بيش از مردان به وقت، توجه، تسلي خاطر و آرامش نياز داريم؟
چرا همين گونه هستيم؟
ما زن ها مي دانيم كه مردها اين سؤالات را درباره ي ما از خودشان مي پرسند.چه اعتراف بكنيم و چه نكنيم، خود ما نيز پاسخ اين پرسش ها را به درستي نمي دانيم. خبر خوبي كهدر اين رابطه وجود دارد اين است كه در نهايت ناشناخته بودن شان اين دلايل وجود دارند و اين كه در واقع براي احساسات و رفتارها ما توضيحي وجود دارد .
بگذاريد لحظه اي شما را با خود به اعماق قلب يك زن ببرم و از طريق چند داستان زير نبردي را كه خودمان نيز در درك خودمان با آن رو به رو هستيم، برايتان شرح دهم .
مي دانيد مردي كه دوستش داريد روزهاي سختي را در زندگي خود پشت سر مي گذارد و تصميمات مهمي كه بايد در رابطه با شغلش بگيرد اورا نگران كرده است.اين اواخر عصبي وناآرام شده است و شما شديداً دوست داريد كه به او كمك كنيد. يك شب سرميز شام موضوع را پيش ميكشيدونظر خود را درباره ي نگراني ها وچالش هايش با او درميان مي گذاريد

بخوانید : پنج نیاز مردان

و پيشنهادهايي براي حل مشكل او ارائه مي دهيد.همين كه شروع به صحبت مي كنيد، نگاهي اخمو بر روي صورت او نقش مي بنددكه با هر پيشنهادو توصيه ي جدي شمااخمهايشبدتر و بدتر مي شوند.به ناگهان احساس مي كنيد كه ناراحت شده است و از شما فاصله مي گيرد .
با نگراني از او مي پرسيد: «عزيزم، موضوع چيست؟»
با سردي پاسخ مي دهد كه «: مي خواهم ـ اين موضوع را خودم حل كنم. به نصيحت هاي تو نيازي ندارم»
شماتوضيح مي دهيد كه «: اما من فقط مي خواستم به تو كمك كنم»
پاسخ مي دهد: «چرا نمي گذاري خودم به روش خودم آن را فيصله دهم. مگر به من اعتماد نداري؟» كاملاً پيداست كه عصباني شده است. مي گويد «: از اين كه مثل رئيس ها با منرفتار مي كني، بيزارم» اين را مي گويد و اتاق را ترك مي كند .
در حالي كه شوهرتان از اتاق خارج مي شود همانجا خشكتان مي زند و چشمانتان از اشك پر مي شود.مي خواهيد به دنبال او برويد اما درست نمي دانيدچگونه احساسات تان را بيانكنيد. شما فقط مي خواستيد از او حمايت كنيد. اما تلاشهايتان اوضاع را بدتر هم كرد. احساس شكست مي كنيد. از خود مي پرسيد «: آيا او درست مي گويد : آيا من به راستي كنترلگر هستم؟»

تعطيلاتي طولاني در پيش داريدوميخواهيد آن را با نامزدتان بگذرانيد. اميدوار بوديد كه او هم چيزي بگويد. اما آن اين كار را نكرده است.نگران ميشويد. يك شب در حين مكالمه ايتلفني موضوع را پيش مي كشيد، «آيا درباره ي تعطيلات فكر كرده اي؟»
پاسخ مي دهد «: راستش، هنوز نه»
ادامه مي دهيد «: خب، من اميدوار بودم با هم باشيم يا شايد با هم جايي بريم»
به ناگهان او ساكت مي شود و بعد از چند لحظه با صدايي سرد و بي تفاوت مي گويد: «بگذار ببينيم چه مي شود»
پيش خودتان فكر مي كنيد: «ببينيم چه مي شود؟» منظورش چيست؟
كمي مضطرب مي شويد. با صدايي لرزان مي پرسيد: «نمي خواهي تعطيلات را با من باشي؟»
با ناراحتي و غرولند جواب مي دهد: «البته كه مي خواهم با تو باشم. اما لزومي ندارد همه چيز از پيش برنامه ريزي شده باشد. آيا نمي تواني كمي خودانگيخته باشي؟ تو همه اش دلواپسي»!
نمي دانيد به او چه پاسخ دهيد. تنها چيزي كه مي دانيد اين است كه دوست داشتيد مطمئن بوديد كه تعطيلات را حتماً با هم خواهيد گذراند.اين موضوع را هم با او درميان گذاشته
ايد، اما اتفاقي نيافتاد. مكالمه پايان مي پذيرد و همين كه گوشي را قطع مي كنيد، دردي توي سينه ي خود احساس مي كنيد كه به اين سادگي از بين نميرود. از خودميپرسيد «: آيا او درست مي گويد. آيا من بيش از حد دل واپس هستم؟»
شوهرتان به يك سفر شغلي رفته است. هنگاميكه در فرودگاه شهر قصد پياده ميشود،به شما تلفن ميزند تا بگويد به سلامت رسيده است و اينكه شام را به همراه يكي از مشتريانشدر يك رستوران صرف خواهد كرد. شب هنگام خواب و در حالي كه در بستر دراز كشيده ايد، منتظر تلفن مي شويد تا به صدا درآيد . اما خبري نمي شود. چندين بار به هتل او زنگمي زنيد اما او را پيدا نمي كنيد. براي او پيغام مي گذاريد و منتظر مي شويد و باز هم منتظر مي شويد، اما او به شما زنگ نمي زند . حال ساعت دو بعد از نيمه شب شده است و شمابه طرزي وحشتناك عصبي و نگران شده ايد .
از خود مي پرسيد: «كجاست؟ چرا زنگ نمي زند؟ چه چيزي مانع شده است تا به شما شب به خير بگويد؟» سرانجام با ناراحتي خوابتان مي برد .

بخوانید : رابطه جنسی زود گذر

صبح روز بعد همچنان منتظريد تا بلكه خبري بشود. اما اين اتفاق نمي افتد. سعي مي كنيد برايش عذر و بهانه بتراشيد.اما به سختي مي توانيد خود را قانع كنيد . به خود مي گوييد:
«اگر به راستي ديشب خيلي خسته بود، مي توانست امروزصبح زنگ بزند» ساعتها مي گذرندو نگراني شما تبديل به بدبيني مي شود.بدترين فكرها به سراغ تان مي آيد. پيش خودتانفكر مي كنيد «شايد اتفاقي افتاده باشد. شايد مريض شده است. شايد هم از دست من در مي رود» سپس بدترين فكر ممكن به سراغ تان مي آيد «نكند با زن ديگري باشد»
نهايتاً غروب زنگ مي زند. در نهايت تعجب، طوري صحبت ميكند كه گويي هيچ اتفاقي نيافتاده است. با صدايي عصبي و ناراحت ميگوييد: «چراديشب يا امروز صبح بمن زنگ نزدي؟
خيلي نگران شده بودم».
پاسخ مي دهد: «همين كه رسيدم از فرودگاه به تو زنگ زدم. بعد از شام هم به قدري خسته بودم كه بي هوش شدم.» صدايش نشان ميدهد از اين كه شما ناراحت شده ايد،گيج شدهاست. ادامه ميدهد: «امروز صبح هم كه به فكرجلسات مهمي بودم كه داشتم. بعدش هم مجبور بودم كه همه اش از اينجا به اونجا بروم. ميدونستم بالاخره امروز به ات زنگ ميزنم».
سعی مي كنيد به او توضيح دهيد كه چرا آن قدر ناراحت شده بوديد. اما موفق نمي شويد اين كار را درست انجام دهيد. ميترسيد مستأصل وكنترل گر جلوه كنيد. شوهرتان به صحبتهاي شما گوش مي كند. از جواب هاي او مي فهميد كه ناراحت شده است به تندي مي گويد: «آيا بايد هر پنج دقيقه يك بار زنگ بزنم و بگويم كه دارم چكار ميكنم؟» چرا بايد فقطبراي بيست و چهار ساعت زنگ نزدن اين قدر از هم بپاشي؟»
مكالمه چندان دوستانه تمام نمي شود و هنگامي كه گوشي را قطع مي كنيد، احساس بسيار بدي داريد. تنها كاري كه خواسته بوديدبكنيد اين بوده است كه به او بگوييدچقدر دلتانبراي او تنگ شده بود. چرا او نتوانست درك كند كه شما چه قدر ناراحت شده بوديد. آيا اين غيرمنطقي بود كه پس از چند بار كه زنگ زده بوديدو برايش پيغام گذاشتيد، نگران شدهباشيد؟ آيا مي تواند اين گفته ي او كه «: من مشكل دارم» صحت داشته باشد؟ از خود مي پرسيد: «آيا واقعاً من زياده خواه و پرتوقع هستم؟»
اغلب زن ها با داستان ها و احساسات مربوط با آن ارتباط برقرارمي كنند، زيرا همگي كم و بيش اتفاقات فوق را تجربه كرده اند.ما زن ها از خود مي پرسيم آيا حق با ماست يا اين كهاتهامات همسرمان صحت دارد. از خود مي پرسيم آيا نيازهايمان موجه و منطقي است و يا زيادي و افراطي؟ از خود مي پرسيم «: آيا من طبيعي هستم؟»
فكر مي كنم پاسخ مردها پس از خواندن اين داستان ها بسيار متفاوت باشد . پاسخ هايي از قبيل «: اين سه مورد دقيقاً همان مواردي ب ودند كه عكس العمل زن ها در آن ها اضافي
و نامعقول بوده اند و مرد را عصبي مي كند» حق با شماست. اين موارد، نمونه هاي از اعمال و رفتارهاي زنانه اي است كه اغلب مردها آن را درك نمي كنند، لذا، آن را جزو رفتارهاي
نامطلوب و غيرموجه زنانه دسته بندي مي كنند .
ساده است. هنگامي كه چيزي را درست درك نمي كنيم. محكومش كنيم. بدون چشم بصيرت و درك عميق ممكن است بسياري از خصوصيات و ويژگي هاي منحصر به فرد و زيبايمؤنث و زنانه در نظر مردان زشت يا حتي بد جلوه كنند. حتي براي خود ما زن ها . اما چنانچه رازهاي پنهان طبيعت زنانه را درست درك كنيم آنچه به ظاهر گيج كننده و غيرقابلپذيرش مي نمايد، روشن، واضح و زيبا خواهد شد .

منبع : رازهایی در باره زنان که مردان باید بدانند 

نویسنده : باربارا دی آنجلیس

از این نویسنده بخوانید :

هفت سرمایه کوچک عشق




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.