مهندس محسن پورسعید

مهندس محسن پورسعید | کار آفرین | شرکت اس . ام. پی | روانشناسی موفقیت

 

مهندس محسن پورسعید

مصاحبه اختصاصی سایت روانشناسی خانواده با کار آفرین نمونه سال برق و صنعت

جناب آقای مهندس محسن پورسعید اصفهانی

 

«موفقیت را به دید خودتان تعریف کنید، با قوانین خودتان به دست آورید و زندگی تان را به گونه ای بسازید که مایه ی غرور و افتخار باشد». – آنه سوینی

 

موفقیت در کسب و کار آسان نبوده و چه صاحب کسب و کار باشید، چه مدیر یا کارمند آن، گاهی اوقات به اندازه ی پیشرفت هایی که دارید ممکن است با مشکل نیز مواجه شوید.ما معمولا از تمامی فرصتهایی که زندگی در اختیارمان قرار داده نمی توانیم استفاده کنیم اما دانستن رمز موفقیت و خواندن زندگی نامه افراد موفق می تواند چراغی روشن برای ادامه مسیر زندگی و افزایش روحیه مان شود

گفتگویی داریم با جناب آقای مهندس محسن پورسعید اصفهانی

مدیر عامل شرکت (اس . ام . پی ) کار آفرین نمونه در واحد برق و صنعت

 

مهندس محسن پورسعید اصفهانی :

مدیر عامل شرکت اس . ام. پی ( صنایع مهندسی پویش گر)

عضو ویژه خانه صنعت و معدن

رییس هیات صنایع همگن برق و الکترونیک

واحد نمونه سال برق و صنعت به مدت سه سال متوالی

قائم مقام مدیر مسئول ماهنامه تخصصی برق و الکترونیک رسانه پیام

اخذ گواهینامه های معتبر داخلی و خارجی

ISO 90001, 2000، CE، TUV Cert، ATEX

اخذ تاییدیه ی بیش از ۳۵ مجموعه صنعتی کشورکه گواه بر کسب اعتماد بازار داخلی می باشد

 دارای تاییدیه از ۲۵ مجموعه صنعتی بزرگ کشور
اخذ صد برند برتر استان

 تولید بیش از ۱۵۰۰ نوع قطعه و تجهیزات تخصصی

 خلاصه ای از بیوگرافی خودتان را بفرمایید مهندس محسن پورسعید


به نام خدا
سید  محسن پورسعید اصفهانی هستم متولد ۹ بهمن ۱۳۳۳ صادره از اصفهان
پدرم موسس اتوبوسرانی خط آتشگاه بودند از ایشون خاطره زیادی ندارم چون در سن سه سالگی پدرم راازدست دادم چهارده ساله بودم که مادرم نیز فوت کردند و تنها تکیه گاه زندگی خود مو از دست دادم و زندگی من با مشکلاتی روبرو شد که عمده ترین اون رفاه در زندگی بود به همین خاطر تحصیل و کار را به طور همزمان انجام میدادم.

من دوران دبیرستان را در هنرستان ابوذر در رشته برق گذراندم و همزمان در این زمینه مشغول کار و فعالیت شدم
در سالهای بعد از تحصیل در یکی از شرکت های تولید سیمان در بخش برق شروع به کار کردم از اونجایی که به رشته برق و الکترونیک علاقه زیادی داشتم همیشه سعی میکردم تو کارم بهترین باشم  و با تلاش و کوشش رتبه خوبی در بخش برق تولید سیمان بدست آوردم مهندس محسن پورسعید

در شرکت سیمان چه کاری انجام دادید که باعث شد دیده بشوید و مورد تشویق قرار بگیرید ؟

علاقه زیادی به دستگاه های برقی داشتم و روی آنها مطالعه می کردم با دقت روی نقشه دستگاه ها نگاه می کردم وتمام اجزای آن را به خاطر می سپردم یک سری ابتکاراتی به خرج می دادم نقشه دستگاه می کشیدم و کارهایی انجام می دادم که حتی کارشناسان آلمانی هم نمی توانستند آن کار را انجام بدهند و شرکت از نقشه های من استفاده کرد وحتی در چند کشور خارجی که دستگاه ها به آنها فروخته شده بود از نقشه های من استفاده شد به این ترتیب من با این کار خودم را به عنوان یک متخصص مطرح کردم

کارشما فقط تو شرکت سیمان بود یا کار جانبی هم داشتید ؟

از شکست تا پیروزی – هیچ پیروزی بدون شکست حاصل نمی شود

دوست داشتم برای خودم کار کنم و کسب و کاری برای خودم راه بیندازم و حقوق بگیر نباشم خرج و مخارج بالا بود و با حقوق ماهی ۱۳ هزار تومان من به خواسته هایم نمی رسیدم مغازه ای با ماهی ۱۲ هزاز تومان اجاره کردم وبرای پر کردن مغازه و خرید وسایل برقی از ۲۲ نفر از دوستان و آشنایان ۳۶۰ هزار تومان وام گرفتم و کار خود را شروع کردم روزهای اول کارم بود که بر اثر یک حادثه مغازه آتش گرفت و تمام سرمایه من نابود شد همه چیز سوخته بود و من موندم و یک مغازه سوخته و کلی بدهی دوران خیلی سختی را طی کردم

وسایل سوخته شده را نگاه کردم به طرف تلفن رفتم و دیدم خود تلفن سالم است و فقط سیمش سوخته , سیم سوخته را درست کردم و صدای بوق تلفن در آمد و این بوق برای من نوید بخش و امید به ادامه کار شد
اولین کاری که کردم این بود که اعتبار خودم را در جامعه حفظ کنم به اون ۲۲ نفر که به من پول قرض دادند تلفن کردم و ماجرای سوختن مغازه را تعریف کردم و به آنها گفتم نگران پول خود نباشید پول شما نسوخته هر موقع خواستید بگو یید تا به شما  بدهم

چطورشد که توانستید دوباره مغازه را راه بیندازید ؟

خدا رحمت کنه یک حاج آقایی بودند  که ایشون بیشترین مبلغ که ۵۰ هزار تومان بود به من داده بودند ماجرای سوختن مغازه را برای حاج آقا تعریف کردم و گفتم نگران پولتون نباشید هر موقع خواستید بگوییدتا به شما بدهم  حاج آقا  گفت: امروز چند شنبه است ؟ گفتم : یکشنبه گفت : چهارشنبه بیا خونه من

تا چهارشنبه دوروز وقت داشتم پیش همکاران رفتم و به آنها گفتم اگه پولتون را تا ۱۵ روز دیگه نمی خواهید به من بدید به این ترتیب ۵۰ هزار تومان را جور کردم و چهارشنبه با دست پر رفتم منزل حاج آقا ولی ته دلم ازشون ناراحت بودم که اون که وضع من را میداند چرا اینقدر عجله در گرفتن پول دارند ؟
ایشون با دیدن من گفتند یه کاری باهات دارم منم بلافاصله ۵۰ هزار تومان را گذاشتم روی میز و گفتم بفرمایید اینم پولتون و ممنون که به من پول دادید حاج آقا  گفتند من کی گفتم پولمو می خوام ؟ باهات کار دارم یه چیزی بهت میدم ولی بین خودمون باشه و کسی نفهمه اگه زنده بودم که به خودم بده اگه نبودم که به وارث هام بده

یک چک به من دادند که اول فکر کردم ۱۰۰ هزار تومان است  ولی بعدا که دقت کردم دیدم یک میلیون تومان است و من حسابی غافلگیر شدم با اون پول تمام بدهی ها را دادم و دوباره مغازه را راه انداختم و این سرآغاز کار من بود با لطف و اعتماد یک دوست خوب.

چطور شد که به کار تولید علاقه مند شدید ؟

علاقه به تولید داشتم و قبلا هم با دقت اجزای دستگاه ها را می دیدم و حتی نقشه آنها را هم می کشیدم ولی شروع کار من از اونجایی شروع شدکه باید (دژنکتور ) ۷۳ دستگاه کارخانه عوض می شد وشرکت آلمانی گفته بود که (رادکولیپ کنتاکت ) دستگاه ها در معرض انفجار است و کل کلید و پلاتین  باید عوض شود ما این پلاتین را از لُگراند فرانسه وارد می کردیم

 من پیشنهاد ساخت (رادکولیپ کنتاکت ) را دادم که از نظر اونا پیشنهاد احمقانه ای بود چرا که می گفتند یک کلید که ۵ آمپر و ۲۲۰ولت را می خواهد تحمل کند چطور می خواهی پلاتین آن را  بسازی اونم در کشور ایران ؟  وحالا من خودم میخواستم بسازم و ادعا کردم برای ۲۰۰۰آمپر و ۳۶۰ ولت پلاتین می سازم   اعضای کارخونه اینکار را غیر ممکن می دانستند ولی من مصر شدم این کار را انجام بدهم به مدیر عامل و  اعضای هیات مدیره کارخانه گفتم به من سه ماه فرصت بدهید تا این کار را انجام بدهم اگر موفق نشدم بروید از فرانسه قطعه را بیارید

سه ماه مرخصی بدون حقوق گرفتم و مشغول کار شدم وبا جدیت و پشتکار موفق شدم . بعد از تولید این پلاتین کار من شروع شد و من مسیر خود را پیدا کردم با خودم گفتم چرا به جای خرید و فروش و وارد کردن قطعه خودم این قطعات را تولید نکنم و شروع کردم به تولید قطعات لازم برای کارخانه.
خدا سلامت بدارد مدیر عامل کارخانه جناب آقای مهندس محمد ربانی را که به من اعتماد کردند و این موقعیت را دراختیار من گذاشتند تا من در این کار موفق بشوم و بعد هم من را به وزارت صنایع معرفی کردند و با وجود مشکلاتی که سد راه من بود توانستم قطعات زیادی را تولید کنم و برای کشورم افتخاری باشم .

از شروع کار شرکت (اس .ام .پی ) بگویید

در سال ۱۳۶۸، در راستای بومی سازی و توسعه دانش فنی در حوزه ی صنایع برق کشورشرکت (اس . ام .پی ) (صنایع مهندسی پویش گر) را در اصفهان تاسیس کردم.

این مجموعه، بتدریج و با ثبات وضعیت اقتصادی کشور در زمان جنگ و پس از جنگ تحمیلی توانست با تکیه بر حضور توانمند در بازارهای داخلی و با کیفیت روزافزون قطعات وتجهیزات تولیدی ضمن گسترش دامنه ی تولیدات خود، جایگاه خود را در این حوزه تثبیت نماید
در این ۲۹ سالی که در این مسیر حرکت می کنم می توانم بگویم بیش از ۱۵۰۰ نوع تجهیزات و قطعه در صنعت برق و الکترونیک تولید کردم و تقریبا ماهی ۲تا ۳ قطعه جدید در این کارخانه تولید می شود و باید بگویم خوشبختانه تنهامهندسی معکوس نمی کنیم هر قطعه ای که تولید می شود معایب آن را  می سنجیم و بررسی می کنیم وساخت بهینه می کنیم   نقاط ضعف و قوت آن را می سنجیم تا بتوانیم محصولی با کیفیت ارائه دهیم

قصد توسعه کارخانه را دارم به همین جهت زمینی در واحد  شهرک برق و الکترونیک اصفهان خریداری شده است و مرحله ساخت آن شروع شده است دوست دارم با این کار تعداد بیشتری از جوانان ایرانی را به سر کار بیاورم و از خدا می خواهم به من این قدرت را بدهد تا بتوانم برای تمام جوانان ایرانی کار تولید کنم تا آنها هم بتوانند رزق حلال به خانه ببرند و این کار مسیری باشد برای توسعه و سازندگی کشور عزیزم ایران. مهندس محسن پورسعید

درباره پرسنل شرکت (اس . ام . پی ) صحبتی دارید ؟

پرسنلی که با من کار می کنند همه عالی و مسئولیت پذیر هستند تمام این موفقیت ها و تلاش ها بدون وجود آنها میسر نبود من به کمک مجموعه و گروه زحمت کش شرکت (اس . ام . پی ) این کار را انجام دادم پرسنل شرکت (اس. ام . پی ) کار و فعالیت را شعار کارشون قرار دادند که من از همه آنها نهایت تشکر را می کنم و دست تک تک آنها را می بوسم.

درباره این لوح های افتخار که در دفتر کار گذاشتید توضیح میدید ؟


سه سال متوالی شرکت ما واحد نمونه سال شد مهندس محسن پورسعید

اخذ گواهینامه های معتبر داخلی و خارجی :
ISO 90001, 2000، CE، TUV Cert، ATEX

اخذ صد برند برتر استان

تولید بیش از ۱۵۰۰ نوع قطعه و تجهیزات تخصصی

با شرکت های مختلفی کار کردیم و محصولاتی ارائه دادیم که می گفتند ساختن اون در کشور محال است ولی ما ساختیم و بهشون دادیم

دیدن این گواهی ها و مدارک و لوح های تقدیر یه نیروی خاص به من میده که بیشتر تلاش کنم و به خودم امیدوار باشم این لوح ها تکراری است برای روحیه خودم .

مهندس محسن پورسعید

چه پیامی برای جوانان کشور ایران دارید ؟

به جوانان کشورم می خواهم بگویم عزیزان تاریخ دفترچه نوشته نشده است اون کسی که باید تاریخ را بنویسد شما هستید اون کسی که می تواند کشور را نجات بدهد شما هستید
دلم می خواهد جوانان ایران از حالت افسردگی و نا امیدی بیرون بیایند .دغدغه کار و زندگی نداشته باشند .
از این ناراحت هستم که این همه استعداد خوب داره از کشور خارج می شود یک روز تو یک جلسه گفتم ای کاش نفت و طلا و تمام معدن کشور به یغما می رفت اما استعدادهای درخشان و جوانان نخبه کشور از ایران نمی رفتند
میدونم کم و کاستی هایی هست دولت باید از جوانان حمایت کند و حامی جوان ها باشد .

 

رمز موفقیتتان چیست؟

رمز موفقییت من اول از همه لطف خدا و کمک و اعتماد دوستان و همکاران و بعد تلاش و کوشش و علاقه خودم در رشته برق و الکترونیک

یاد یک داستانی افتادم :

روزگاری گنجشکی بر شاخه یک درخت لانه ای داشت و زندگی می کرد گنجشک هر روز با خدا راز ونیاز و درد دل می کرد و فرشتگان هم به این رازو نیاز هر روزه خو گرفته بودند تا اینکه بعد از مدت زمانی طوفانی رخ داد و بعد از آن ، روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: ” می آید، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد 

سرانجام گنجشك آمد
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود
با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست
گنجشك گفت
” لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود 
 خدا گفت:
ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود
خدا گفت: ” و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. “ 

من هم  اول با سوختن مغازه خیلی ناراحت شدم و از خدا گله کردم  که چرا من ؟ چرا برای من باید این اتفاق بیفتد ؟ ولی بعد ها فهمیدم این لطف خدا بود که مسیر زندگیم تغییر کند و  به سمت تولید بیایم  که به دیدگاه خودم حلال تر است و می توانم مثمر ثمر تر باشم برای کشورم .

حرف پایانی :

 

ممنون از اینکه این فرصت را در اختیار من گذاشتید
با امید به آینده، با تجربه ی متخصصانمان، با تلاش و همت کارکنان و با تکیه بر انگیزه و دانش مدرن همکاران جوان مان  در پییشرفت و خودکفایی کشورمان ایران گام بر میداریم 

به امید ایرانی خودکفا با تولیدات داخلی باکیفیت

سپاسگزارم جناب مهندس که وقتتان را در اختیار سایت روانشناسی خانواده گذاشتید

به امید ایرانی آباد 

تهیه و تنظیم : آذر کیانی 

مهندس محسن پورسعید | کار آفرین | شرکت اس . ام. پی | روانشناسی موفقیت

 روانشناسی ثروت   | روانشناسی موفقیتداستانهای کوتاه روانشناسی | سایت ثروت آنلاین 




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.