به هفت دلیل موفق ترین افراد جهان …دانشجویانی هستندکه نمره Cمی گیرند

به هفت دلیل موفق ترین افراد جهان …دانشجویانی هستندکه نمره Cمی گیرند..

به هفت دلیل موفق ترین افراد جهان …دانشجویانی هستندکه نمره Cمی گیرند..

به هفت دلیل موفق ترین افراد جهان …دانشجویانی هستندکه نمره Cمی گیرند… !!!!

شیدافروغی

پائولا تامسون

در مورد درس خواندن و نمره گرفتن ،میان افراد جامعه عقیده ای متداول شده است:« دانشجویان یا دانش آموزان زرنگی که  نمره A می گیرند، آینده کاری تضمینی دارند و درآمدی آن چنانی منتظرشان است». ولی متاسفانه واقعیت چیز دیگری است. برای پیدا کردن کار، داشتن مدرک ضروری است ولی کسی به نمرات شما توجه نمی کند. وقتی فارغ التحصیل می شوید، مهم ترین عامل برای موفقیت و کسب شغل مناسب، دانش و توانایی انجام کارها در یک سیستم است.

پس چرا دانشجویانی که نمره C گرفته اند در پایان سمینار موفق تر هستند؟ بیایید از جنبه دیگری به قضیه نگاه کنیم و دلایل آن را بیابیم:

  • آن ها زودتر از بقیه می دانند که چه می خواهند.

دانشجویانی که نمره C می گیرند، برای کلاس هایی که برایشان فایده ندارد، وقت خود را هدر نمی دهند.اگر هدف شما این است که یک تکنیسن شوید، نیازی نیست با نوشتن صد ها مقاله آزاردهنده در مورد فرهنگ یا تجربیات تابستان ، وقت خود را هدر دهید. دانشجویانC ، واحدها یا کلاس های غیر ضروری را حذف و بر روی موضوعاتی تمرکز می کنند که در حیطه شغلی به دردشان بخورد. مخترعین و مفسران بزرگ و مشهور،هیچ یک تحصیلات دانشگاهی نداشتند. به عنوان مثال: استیو جابز، هرگز دانشگاه را به پایان نرساند ، در عوض رو به صنعت IT آورد زیرا آن را دوست داشت و روی آن تمرکز نمود.اوهنگام سخنرانی برای فارغ التحصیلان دانشگاه استن فورد، بر  روی نکته ای تاکید کرد :« تنها راه موفقیت، دوست داشتن و عشق ورزیدن به کاری است که انجامش می دهید.آن را ادامه دهید و هرگز برای رسیدن به آن دست از تلاش برندارید .»

  • آن ها تجربه دست اول را کسب می کنند.

بیشتر این دانشجویان، نسبت به همکلاسی هایشان زودتر سر کار می روند تا بتوانند از پس مخارج زندگی بر آیند. به همین خاطر نمره های پایینی می گیرند و فرصت شرکت در برخی کلاس ها را ندارند. از طرفی، تجارب کاری بی قیمتی کسب می کنند که دانشجویان فارغ التحصیل با نمره A+ آن را از دست می دهند. البته همه می دانیم احتمال استخدام فردی که تجربه کاری ندارد ضعیف تر است.

  • آن ها شبکه ارتباطی می سازند.

در حالی که دانشجویان A به موضوعات درسی غیرضروری چسبیده اند، دانشجویان C صدها مطلب ادبی می خوانند و روزانه با تعداد زیادی از افراد ارتباط برقرار می کنند.در زندگی واقعی، شناخت افراد قدرتمند و توانایی خوب در برقراری ارتباط می تواند در شغل شما نقش مهم و کلیدی داشته باشد.

  • آن ها می دانند چگونه از زندگی شان لذت ببرند.

وقتی در دانشگاه دانشجویان دیگر درگیر درس و کلاس های غیر ضروری هستند، دانشجویان C از زندگی شان لذت می برند. همین موضوع نیز در هنگام شروع  کار رخ می دهد. به زبان ساده، افراد شاد در مقایسه با افرادی که شاد نیستند، بیشتر موفق می شوند. زیرا آن ها از این که با دیگران باشند و ارتباط برقرار کنند احساس خشنودی می کنند. بازی کنان فعال، در یک تیم، موجب خشنودی و فعالیت مضاعف سایر بازیکنان می شوند. این همان مهارتی است که رئیس شما در یک تیم یا محیط کار در پی آن است. افراد خشک ، پر تنش و منفی ، هیچ گاه در بالای لیست استخدام قرار نمی گیرند حتی اگر افراد باهوشی باشند.

  • آن ها ساده ترین راه حل را می یابند.

بیل گیتس، میلیادر کامپیوتر یکی از افراد موفقی است که نمی تواند نمره های دانشگاهی اش را نشان دهد.اما با مدیریت وساخت ماکروسافت که یکی از بزرگ ترین شرکت های IT است خود را به اوج رساند. بیل گیتس فرد روشن فکری است که با بقیه فرق دارد، او هرگز به نمره یا حتی به مدرک تحصیلی نگاه نمی کند. به نظر او تفکر خارج از محدوده های عادی و فراتر از آن، بسیار اهمیت دارد. یکی از مشهورترین جملات او این است:« من همیشه برای انجام کار سخت، یک فرد تنبل را انتخاب می کنم. زیرا مطمئنا او ساده ترین راه را برای انجام آن می یابد.

  • آن ها به دنبال رویاهایشان هستند.

وقتی کاری را که دوست دارید با عشق و علاقه انجام می دهید، موفقیت بیشتری کسب می کنید. وقتی وارد دانشگاه می شوید، بسیار جوان و کم سن هستید و ممکن است ندانید ، واقعا به چه چیزی نیاز دارید. به همین دلیل مجبور نیستید در پی چیزی باشید که در جوانی (۱۸ سالگی) برگزیده اید یا بدتر از آن، پدر و مادرتان برای تان انتخاب کرده اند. به الیزابت هولمز که جوان ترین میلیاردر زن است، نگاه کنید . او که انقلابی در پزشکی ایجاد کرد، از دانشگاه استنفورد اخراج شد. مشهور ترین و با وجهه ترین دانشگاهی که با درس خواندن در آن، او می توانست به رویاهایش دست یابد. به عنوان نمونه ای دیگر،می توان از ریچارد برانسون یاد کرد که طرفداران زیادی دارد. او در سن ۱۵ سالگی نتوانست واحد های درسی اش را پاس کند و در مدرسه ما رفوزه شد. او در حال حاضر مدیریت بزرگ ترین شرکت هواپیمایی به نام ویرجین را بر عهده دارد.

  • آن ها می دانند در پی چه چیزی هستند.

لازمه موفقیت: هوش احساسی، پشتکار،شور و از همه مهم تر توانایی غلبه بر شکست، است. در تجارت هم مانند زندگی، شما با فراز و نشیب هایی مواجه می شوید که در آن شرایط، نمره دانشگاهی تان اهمیتی ندارد. دانشجویان C در این موقعیت ها موفق ترند زیرا آنان معنای تلاش را می دانند، با پاس کردن امتحان فعالیت شان را آغاز وبا پیدا کردن پول جهت شروع کار، آن را به پایان می رسانند. نمرات کارنامه، در پایان روز، اعداد بی معنایی می شوند.موفقیت حقیقی، تبدیل شدن به فردی در جهان واقعی است. اگر با نمرات پایین از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، ناامید نشوید. وقتی از کلاس و دانشگاه بیرون بیایید، زندگی واقعی و درس های حقیقی آن آغاز می شود.

 




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.