پنجره‌ای رو به نوجوانت باز کن!

پنجره‌ای رو به نوجوانت باز کن! | نوجوانی و بلوغ

پنجره‌ای رو به نوجوانت باز کن!

دکتر علی صاحبی

پنجره‌ای رو به نوجوانت باز کن!

اغلب‌ والدين‌ از این‌که نمی‌توانند با فرزندان خود ارتباط‌ خوبی برقرار کنند، شکایت دارند و می‌گویند «فرزندان ما تمایلی‌ به‌ گفتگو با ما‌ نشان‌ نمي‌دهند و حتي‌ وقتي‌ مي‌خواهیم درباره اختلاف با خواهر و برادر يا مشکلات مدرسه‌ با آن‌ها صحبت‌ كنیم، خشمگين‌ می‌شوند و به توصیه‌های ما گوش‌ نمي‌دهند. وقتی با آن‌ها صحبت می‌کنیم انگار با ديوار طرف هستیم!»
شواهد نشان می‌دهد برخي‌ والدين‌ در قبال‌ ماهیت‌ برقراري‌ ارتباط‌، ديدگاهی‌ مشخص و صحيح ندارند. از طرفی اغلب بچه‌ها معتقدند والدین آن‌ها برای برقراری ارتباط‌ به‌ سخنراني‌، خشم‌، تهديد و توصيه‌هاي‌ اخلاقي‌ خسته‌کننده متوسل‌ مي‌شوند.
به‌طورکلی، برقراری‌ ارتباط‌ كلامي‌ با فرزندان‌، به دو جنبه‌ عمده‌ بستگی دارد:

۱. گوش‌ دادن‌
۲. صحبت‌ كردن‌

والديني‌ كه‌ برقراری ارتباط‌ با فرزندان برایشان آسان‌ است‌، اغلب افرادي‌ هستند كه‌ با دقت‌ به‌ حرف‌های فرزندان خود گوش‌ مي‌سپارند، احساسات‌ فرزندشان را در آن لحظه به‌خوبی شناسایی می‌کنند، آن‌ها را به فرزند خود منعكس‌ کرده و احساسات‌ و افكار خود را هم به‌روشنی بيان‌ مي‌کنند.
گوش‌ دادن‌ مؤثر، گوش‌ دادن‌ غيرمؤثر
تفاوت‌ بين‌ گوش‌ دادن‌ مؤثر و غيرمؤثر را با چند مثال شرح می‌دهم.

ـ دختر شما از مدرسه‌ به‌ خانه‌ بازمي‌گردد و وقتی نمره پایین امتحان‌ رياضي‌ خود را به‌ شما نشان‌ مي‌دهد، بسیار مضطرب‌ به‌نظر می‌رسد‌. اگر شما به‌ احساس‌ او توجهی نکنید، درواقع ارتباطی‌ غيرمؤثر برقرار کرده‌اید؛ برای مثال ممكن‌ است‌ شما بگوييد:
ـ «اگر ترم‌ آينده‌ بيشتر تلاش‌ كني، نتيجه‌ بهتری مي‌گيري.»
ـ «من‌ که هميشه‌ مي‌گفتم‌ رياضي‌ مشكل‌ است‌ و تو آن‌طور كه‌ بايد كار نكردي.»
اين‌ نوع جواب‌ها تأثیری ندارند، چون‌ به‌ پيام‌ اصلي‌ كه‌ فرزندتان سعی دارد به شما انتقال‌ دهد، يعني‌ «نااميدي‌ از نتيجه‌ امتحان‌«، توجهي‌ نشده است.
جنبه‌های مختلف هر پيام‌
هر پيامي‌، جنبه‌‌ای «احساسي» دارد‌ كه‌ به‌ اندازه‌ محتواي‌ پيام‌، ارزشمند‌ است‌. پدر يا مادري‌ كه‌ ارتباط‌ را درك‌ مي‌كند و با دقت‌ گوش‌ مي‌دهد تا احساس نهفته در آن پیام را دريابد و مي‌گويد:
ـ «تو به‌خاطر نتيجه‌ رياضي‌ نااميد به‌‌نظر مي‌رسي‌.»
چنين‌ جوابي‌ به‌ فرزندتان‌ مي‌فهماند حرف‌هایش را‌ شنيده‌ايد و درنتیجه به ادامه گفتگو با شما تشویق می شود تا با همیاری شما مسئله‌ به‌ شكل‌ مؤثري‌ حل شود.
مهارت گوش‌ دادن‌، نيمي‌ از ارتباط‌ است‌ و چگونه صحبت‌ كردن‌ هم نيمه‌ مهم ديگر هر ارتباطی است‌. وقتي‌ والدين‌ بخواهند دغدغه‌ها، احساسات‌ و افكار خود را بيان‌ كنند، باید‌ به‌‌جاي‌ سرزنش‌، عيب‌جويي‌، انتقاد و توصيه‌هاي‌ اخلاقي‌، روي‌ دغدغه‌ها متمركز شوند. در صورت‌ به‌کارگیری سرزنش‌، عيب‌جويي‌، غر زدن و تهدید، با فرزندی‌ طغيان‌گر و سرکش مواجه خواهيم‌ شد‌.
اغلب وقتي‌ والدين‌ از پيام‌هاي‌ «تو» استفاده می‌کنند و می‌گویند:
ـ «سروصدا نكن‌، تو نمي‌بيني‌ دارم‌ برنامه‌ تماشا می‌کنم!»

ـ «تو خيلي‌ بي‌فكري‌!»
نباید انتظار حرف‌شنوی از فرزندشان داشته باشند. والدين‌ چنين‌ عباراتي‌ را براي‌ جلب‌ مشاركت‌ فرزند خود به‌کار می‌گیرند؛ ولی در یک نگاه ساده از خودتان بپرسید: «آيا اين‌ عبارات‌ محترمانه‌ است‌؟ آيا من با بهترين‌ دوستم‌ چنين‌ صحبت‌ مي‌كنم؟»
تعجبي‌ ندارد كه‌ بسياري‌ از فرزندان در چنین مواقعی عصباني‌ و خشمگين‌ شده يا در برابر‌ سخنان‌ والدين‌ خود «ناشنوا» مي‌شوند و به‌ اظهارات‌ والدينشان‌ اعتنايي‌ نمي‌كنند.
والدين‌ حق‌ دارند دغدغه‌هاي‌ خود را درباره‌ رفتار فرزندانشان بيان‌ کرده و به‌جاي‌ آن‌كه‌ به‌ فرزندان خود بگويند‌ چه كار بايد كنند، بهتر است دلواپسي‌هاي و نگرانی‌های خود را براي‌ آن‌ها بيان‌ كنند. ارتباط‌ مؤثر در مثال بالا می‌تواند کارایی داشته باشد:
ـ «وقتي‌ تو در سالن‌ سروصدا مي‌كني‌، من‌ نمي‌توانم‌ صدای‌ تلويزيون‌ را بشنوم. می‌توان خواهش کنم کمی‌ آرام‌تر باشی؟!»
اين‌ عبارت‌ براي‌ کودک‌ محترمانه است‌ و هیچ‌ سرزنش‌ و انتقادي‌ در آن وجود ندارد‌ و براي‌ جلب‌ مشاركت‌ فرزندان طراحي‌ شده است.
به نظر شما كدام‌‌يك‌ از والدين‌ در ماجرای بعدی،‌ ارتباط‌ مؤثرتري‌ برقرار مي‌كنند؟
پسر ۸ ساله‌‌ای خيلي‌ دير از مدرسه‌ به خانه می‌رسد. يكي‌ از والدين‌ مي‌گويد:
ـ «كجا بودي‌؟ چطور جرئت‌ كردي‌ دير به‌ خانه‌ بيايي‌؟ خيلي‌ بي‌فكري‌! پسر خیلی بد و بازیگوشی شده‌ای!»

والد ديگر‌ چنین مي‌گويد:

ـ «وقتي‌ تو از مدرسه‌ دير مي‌آيي‌ من‌ نگران‌ مي‌شوم‌، چون‌ نمي‌دانم‌ كجا هستي‌ و می‌ترسم اتفاقی برایت افتاده باشد. دلم‌ مي‌خواهد هرطور شده سعی کنی ساعت‌ ۱۴:۳۰ در خانه‌ باشی‌.»
در پیام اول، کمی‌ بي‌‌احترامي‌ وجود دارد، کودک را در موضع‌ پايين‌‌تر قرار مي‌دهد و خشم‌ و عصبانيت‌ و انتقام‌ را در او تحريك‌ مي‌كند؛ اما پیام دوم،‌ رابطه‌اي‌ براساس‌ احترام‌ دوجانبه‌ را نشان‌ مي‌دهد. رابطه‌اي‌ كه‌ براي‌ جلب‌ مشاركت‌ فرزند طراحي‌ مي‌شود.
همان‌طور كه‌ اشاره‌ شد، ارتباط‌ مؤثر بين‌ والدين‌ و فرزندان‌ از دو بخش «گوش‌ دادن‌ و حرف زدن» تشکیل می‌شود. نکته‌ مهم‌ در برقراری ارتباطی مؤثر اين‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ چه‌ وقت‌ گوش‌ دهيم‌ و چه‌ زماني‌ صحبت‌ كنيم‌. دانستن زمان درست برای گوش دادن و حرف زدن را پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ ساده‌ تعیین می‌کند که «مشكل‌ از کجاست؛ از جانب والدين‌ يا فرزند‌ان؟»




پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.