گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش! |داستانهای کوتاه روانشناسی

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!
گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

  

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

داستانهای کوتاه روانشناسی گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش! 

در روزگاری دور، مجسمه‎ای از جنس طلا در مرکز شهری بود. آن شهر مدام مورد هجوم غارتگران قرار می‌گرفت، برای همین مردم شهر با همفکری تصمیم گرفتند روکشی از گِل دور مجسمه بکشند تا غارتگران فکر کنند مجسمه ارزش غارت کردن ندارد. سالیان سال گذشت و باارزش بودن مجسمه از یادها رفت! شهردار شهر تصمیم به ساخت و سازهای جدید گرفت و چون مجسمه در مسیر راه بود، دستور داد مجسمه را جابه‌جا کنند. هنگام جابه‌جایی، به‌طور اتفاقی چکش یکی از کارگران از دستش افتاد و تکه‌ای از گل روی مجسمه شکست و رنگ طلایی روی آن آشکار شد. کارگر با چکش به جان مجسمه افتاد و گِل رویش را تراشید. متوجه شد مجسمه طلایی باارزشی زیر روکش گل بی‌ارزش، پنهان شده است!

حکایت ما انسان‎ها هم همین است؛ باید مثل کارگری که با چکش خود به جان مجسمه افتاد، ما هم به جان نواقص وجودی‌مان بیفتیم و آن‌ها را از بین ببریم و فضیلت را جایگزین کنیم تا به گوهر درونی خودمان که همان «خودآگاهی» است، دست یابیم. خودآگاهی، مقدمه‎ای برای رسیدن به خداشناسی است!

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

شما چقدر خودتان را می‌شناسید و شناختن خود یا همان «خودآگاهی» یا «خودشناسی» چه فایده‎ای دارد؟  اولین قدم خودآگاهی این است که با خودمان «صادق» باشیم و ببینیم که چه نواقص و معایبی داریم که باید آن‌ها را از بین ببریم تا به گوهر درونی خود برسیم و هنگام فرو ریختن نواقص شخصی‌مان، از توانایی‌های خود نیز غافل نباشیم تا با اراده  و انرژی بیشتری روی خود کار کنیم. خودآگاهی یعنی من آدمی هستم با این خصوصیات که می‎دانم هم از ویژگی‎های مثبت و هم منفی برخوردارم؛ پس فردی هستم که عزت‌نفس خوبی دارم چون از ویژگی‎های مثبت خودم هم آگاهم و می‎دانم کدام ویژگی منفی من قابل تغییر است و کدام ویژگی قابل تغییر نیست؛ بنابراین آن را می‎پذیرم. برای مثال می‎پذیرم که قد کوتاهی دارم، ولی در عوض باهوش هستم و می‌دانم که منحصربه‌فردم و با دیگران تفاوت دارم؛ پس چون متفاوت هستم هرگز خود را با دیگران مقایسه نمی‎کنم. بله افراد خودآگاه چنین هستند؛ البته از ویژگی‎های متمایزکننده دیگری هم برخوردارند که در ادامه  توضیح می‎دهیم.

خودآگاهی یا خودشناسی، ابزار شناخت نیازهای هر انسانی است. با شناخت نیازهایمان بهتر می‎توانیم تصمیم بگیریم و راه‎های سالمی را برای رفع نیازها در اختیار داریم. خودآگاهی، راهی مناسب برای حرکت به سمت سلامت روان است. درواقع افراد افسرده و مضطرب به دلیل بزرگ‌نمایی کردن ویژگی‎های منفی خود نمی‌توانند نیازهای خود را به‌درستی بشناسند و آگاهی‎شان نسبت به خودشان و محیط پایین می‌آید؛ برای همین است که می‎گوییم وقتی افسرده و مضطرب هستید، تصمیمی نگیرید. این امر به‌خصوص درباره ازدواج خیلی مهم است و قبل از تصمیم‎گیری باید به دنبال درمان باشید. خودآگاهی، که راهی برای افزایش عزت‌نفس است، ابعاد مختلفی دارد که شامل موارد زیر است:

خودآگاهی جسمانی (شناخت ویژگی‎های مثبت و منفی ظاهری و جسمی)

خودآگاهی روانی

خودآگاهی اجتماعی

 خودآگاهی معنوی

در فرایند خودآگاهی ما پی می‌بریم که برخی از ویژگی‎هایمان قابل تغییر است. توصیه میشود برای شناخت حوزه‎هایی از «خود» که می‎خواهید تغییر دهید، فهرستی تهیه کنید. بالای یکی از فهرست‌ها بنویسید «من آ‌ن‌طور که هستم» و بالای فهرستی دیگر بنویسید «من آن‌طور که دوست دارم باشم».

اگر وضعیت فعلی شما و وضعیت آرمانی شما در زمینه ارتباط با دوستان، خانوداه، دانشگاه و محیط کار، متفاوت است، می‌توانید زمینه‌های مورد نیازتان برای تغییر را بشناسید؛ برای مثال در رابطه با دوستانتان فکر می‌کنید چگونه هستید و چطور می‌خواهید باشید؟! اگر بین آنچه هستید و آنچه می‎خواهید باشید، تفاوت وجود داشته باشد، می‎توانید آن را به مرور تغییر دهید. پس با این تمرین می‌توانید روی زمینه‌های قابل تغییر خود بیشتر کار کنید. متأسفانه برخی افراد توجهی به تأثیر رفتارشان روی دیگران ندارند؛ درواقع این افراد «خودشناسی» ضعیفی دارند و متوجه نمی‌شوند که چرا برخی از دوستانشان فکر می‌کنند که آن‌ها خودخواه هستند. برای خودشناسی بهتر باید فکر کرده و از خودمان مدام سؤال کنیم؛ پرسش‌هایی مانند: «نقاط قوت و ضعف من کدام است؟ دوستانم مرا چگونه توصیف می‌کنند؟ دو موقعیت که در آن‌ها راحت‌ترم کدام هستند؟ ویژگی‎های خاص این موقعیت‎ها چیست؟ وقتی بچه بودم از چه کارهایی لذت می‎بردم؟ الان چطور؟ آیا از انجام همان کارها لذت می‎برم؟ چه چیزهایی در من انگیزه ایجاد می‎کند و چرا؟ آرزوی من برای آینده چیست؟ برای رسیدن به آرزوهایم چه کارهایی انجام داده‌ام؟ از چه چیزهایی می‎ترسم؟ از طردشدن، شکست، بیماری یا مرگ؟ چه چیزهایی به من استرس وارد می‎کند؟ دوست دارم مردم من را چگونه ببینند و چرا؟ وقتی با نظر دیگران مخالفیم چه کار می‎کنیم؟»

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

این پرسش‌ها ما را به تفکر وا می‎دارند و به ما کمک می‌کنند که آینه را بهتر به درون خود بتابانیم. بخش دیگری از فرایند خودشناسی، «خودآگاهی مسئولیت»های ماست؛ یعنی بدانیم که در کنار توانمندی‎ها و احساسات خوب و بدی که داریم، در قبال خودمان، مردم و جامعه وظایفمان چیست؟

بخش دیگری از خودشناسی، «خودشناسی اجتماعی» است. خودشناسی فقط شخصی نیست و بخشی از آن هویت ملی و دینی ما را تشکیل می‌دهد. وقتی ما احساس تعهد و تعلق به گذشته و تاریخچه غنی ایرانی بودن خود داشته باشیم و به ایرانی بودن خود افتخار کنیم، حس یکپارچگی در درون ما ایجاد می‎شود. خودشناسی اجتماعی، زمانی کامل می‌شود که ارزش‎ها و اصول ملی و معنوی خود را به درستی بشناسیم و نسبت به آن‌ها احساس تعلق کنیم.

در پایان خودشناسی به مرحله‌ای می‎رسیم که می‎توانیم به این پرسش‎ها پاسخ دهیم: «من کیستم؟ به دنبال چه می‎گردم؟ که چه بشود؟» اگر پاسخ به این سؤال‌ها کامل شود، فرایند خودشناسی کامل است؛ در غیر این صورت مشخص می‌شود که در این زمینه باید کاری انجام داد.

به‌طورکلی، خودآگاهی فرایندی بی‌پایان است، زیرا انسان موجودی پیچیده است که هرچه در زمینه خودشناسی پیش می‎رود باید «خودآگاهی» برای او به تکلیف تبدیل شود.

زهرا اکبری ـ روان‌شناس بالینی 

داستانک  گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

داستان های کوتاه : گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

حکمت و خواست خدا

تغيير ديدگاه

داستان موفقیت

داستان نصیحت مادر

داستانی تامل برانگیز از مولانا جوان عاشق

خواسته زنان چیست

داستان صورتحساب

درخت جادو

دختری با یک گل سرخ

معجزه محبت

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش




پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.