دسته:داستان های کوتاه روانشناسی

عشق مادر | خراش‌های عشق |  داستانهای کوتاه روانشناسی 

عشق مادر | خراش‌های عشق |  داستانهای کوتاه روانشناسی 

عشق مادرداستانهای کوتاه روانشناسیداستان کوتاه عشق مادرخراش‌های عشقچند سال پیش، در یک روز...

خودتان واقعیت های زندگی خود را بسازید , , داستان های کوتاه روانشناسی , قهرمان زندگی خود , مانع پیشرفت , تشییع جنازه , دنیا مثل آینه است , موفقیت , روانشناسی خانواده , راز

خودتان واقعیت های زندگی خود را بسازید | داستان های کوتاه روانشناسی

خودتان  واقعیت های زندگی خود را بسازید خودتان  واقعیت های زندگی خود را بسازید یک روز وقتی...

زشت و زیبا | سوزان و مشکل بینی | داستانهای کوتاه روانشناسی |

زشت و زیبا | سوزان و مشکل بینی | داستانهای کوتاه روانشناسی | رفتار درمانی

زشت و زیبا داستانهای کوتاه روانشناسی  یکی از غدغه هایی که ذهن آدمی را به خود مشغول می دارد و...

رویاهای خود را دنبال كن | داستانهای کوتاه روانشناسی

رویاهای خود را دنبال كن | داستانهای کوتاه روانشناسی

رویاهای خود را دنبال كنداستانهای کوتاه روانشناسیمن دوستي به نام مانتي رابرتز دارم كه يك...

داستان موفقیت روستایی میلیونر

داستان موفقیت روستایی میلیونر | داستانهای کوتاه روانشناسی

داستان موفقیت روستایی میلیونر داستان موفقیت روستایی میلیونر داستانهای کوتاه روانشناسی  در...

متشکرم چارلز

متشکرم چارلز | داستانهای کوتاه روانشناسی  متشکرم چارلز

متشکرم چارلز داستانهای کوتاه روانشناسی  متشکرم چارلزچند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به...

داستان آموزنده و کوتاه | داستان های کوتاه روانشناسی 

داستان آموزنده و کوتاه | داستان های کوتاه روانشناسی 

داستان آموزنده و کوتاه داستان های کوتاه روانشناسی  دکتر حسابی: یکی از دانشجویانی که زیر نظر...

 لیوان مشکلات | داستانهای کوتاه روانشناسی | داستان کوتاه

 لیوان مشکلات | داستانهای کوتاه روانشناسی | داستان کوتاه

لیوان مشکلاتداستانهای کوتاه روانشناسی استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت....

قضاوت از روی ظاهر | داستانهای کوتاه روانشناسی

قضاوت از روی ظاهر | داستانهای کوتاه روانشناسی

قضاوت از روی ظاهرداستانهای کوتاه روانشناسیدر آخرین لحظات سوار اتوبوس شد. روی اولین صندلی...

ریگ توی کفش | مجموعه داستانهای کوتاه روانشناسی

ریگ توی کفش | مجموعه داستانهای کوتاه روانشناسی | سه داستان کوتاه

داستان ریگ توی کفشجان، آجودان ستاد ارتش بود. از صبح که بیرون آمده بود؛ ریگی توی کفشش حس...

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش!

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش! |داستانهای کوتاه روانشناسی

گِل‌های روی مجسمه‌ات را بتراش! داستانهای کوتاه روانشناسی گِل‌های روی مجسمه‌ات را...

چک سفید امضا

چک سفید امضا | داستانهای کوتاه روانشناسی | دکتر حسابی

چک سفید امضا داستانهای کوتاه روانشناسی چک سفید امضا دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر...